|
هخامنش
سگ (دانوش) -
زندگی قهوه ای (پارسا)
- وازه های تلخ (دانوش)
سگ
من
كي هستم؟ من چي هستم؟
من
از كجا اومدم؟ من چي دارم واسه گفتن؟
پسر
تو يه سگي لا اقل شبيه يه سگي
باور نداري ! خفه شو گوش كن ...
بعد
يه عمر زندگي نمي دونم كي هستم
اينجا چي كار ميكنم واسه چي نشستم
مثل
سگ نشستم تو يه آشغال دوني
منتظر يه استخون تو يه شب باروني
هي
تو كه وايسادي كنار از من جدا
با
يه زنجير قشنگ بين آدما
فكر
ميكني نيستي از ما بيخبري بيا
اينجا همگي سگن نو اين اجتماع
يكي
فانتازي مثل تو يكي هم ولگرد مثل ما
هي
خوشگل نترس بيا اينجا
كاري باهات ندارم فقط مي خوام بدوني نداري فرقي با من
نيستي تافته جدا بافته هميشه هستيم با هم
مي
مونيم با هم ميميريم با هم
مثل
دو تا سگ مي خواي بگي فرق داري با من
يه
نگاه به خودت بنداز لعنتي تو هم يه سگي مثل من ...
آره
دنيا خيلي بزرگه اما توي اون جاي خوب واسه يه سگ نيست
گل
هاي رنگي و قشنگ هيچوقت روبروي يه سگ نيست
سگ
مي تونه زندگي كنه اما جز يه سگ دوني جايي واسه اون نيست
اون
مي تونه بميره اما توي اون دنيا هم جاي خوب واسه يه سگ نيست
چرا
؟
چرا
نداره تو يه سگي شايد يه روز آدم بشي ....
هي
به من نگو دنيا زير و رو داره آخه واسه من يكي فقط زير داره
هميشه گير داره خسته شدم از اين زندگي
زنگ
خوشي من دست كيه ؟ بزن اون رو لعنتي
به
من پوزخند نزن تو اين سگدوني بين من و تو فرقي نيست
تو
هم يه سگي جون ميكني واسه يه استخون و يه جاي خواب
همين
! ديگه چيزي مهم نيست
بيا
اين جا پسر بيا ...
بيا
بيا بو بكش مي توني پيدا كني يه آشغالي مثل خودت رو بيا
بيا
بيا بو بكش بوي خون مياد دارن تيكه پاره ميكنن همديگرو
بيا
بو بكش ميبيني منو رنگ خون داره حرفام
بوي
سگ ميده دستام مي خوام برم سگ كشي تو هم بيا
بو
بكش مثل سگ شكاري پا شو بيا
بگو
پسر چه فرقي بين تو و من
خوب
لعنتي تو هم يه سگي مثل من ...
By:
Dianoosh
ŻŻŻ
زندگی قهوه ای
لحظه ها چه شوری
رفتی
راه دوری
تو فقط یه روحی
هاله و
دودی
تو گم
و گوری
هیچوقت نداشتی
یه راه فراری
اصلا
میدونی
خنده هام زورکی
گریه
هام الکی
فکر
میکنم آدمم
آره ولی آهنی
زندگی
قهوه ای
روز و شب بدلی
نقش گل
رو قالی
عشق خیالی
پشت
دست داغی
آرومم نداری
تو
دیگه شکاری
فکر میکنی شاهی
اما
توی خوابی
واسه آتیش آبی
تو
بیداری خوابی
روی دوش باری
عجب روزگاریه
همش گریه و زاریه
تو داد میزنی
اما ته چاهی
آیینه تو زلالی
فقط بده راهی
راه
فراری
واسه جدایی
از
این ناچاری
هر روز یه فکری
هر روز یه کاری
هر روز شکست
هر روز شکستی
هر
روز نشستی
فقط
تو هستی
شکست و سختی
زدی
رو مستی
ولی بازم نشستی
بگیر دو دستی
عهدی که بستی
این
وجود خسته
وطن پرسته
این
عهد بسته
اما نشسته
مثل
یه عکسه
این خیلی پسته
وجودم
سنگه
توش پر زخمه
فقط
یه خطه
باریک تر از مو
بین
من و مرگه
دیگه شده خسته
روحی که مسته
دیگه حتی یه ذره
امید نداره
به امروز و فردام
ربطی نداره
گله نداره
چون
دیگه دیره
فایده نداره
فقط
تو دیگه
نکش یه خطه
عمیق
و
تیره
وجودم دیگه
جایی نداره
تو
قلب تو غمی
داره سنگینی
فقط
سیاهی
رنگی که داری
باید رها شی
مثل یه ماهی
اما
تو تنگی
راهی نداری
تو
قلب تو غمی
داره سنگینی
فقط
سیاهی
رنگی که داری
باید رها شی
مثل یه ماهی
اما
تو تنگی
بشکنی تنگ
اون
وقت سیاهی
By:
Parsa
ŻŻŻ
واژه های تلخ
واژه های تلخ از ته دل یه دل تنگ
واسه تو توی سنگ یه دل سرد زرد و دو رنگ
گفت از عشق عشق یه مرد
پاک و زلال سبز و یه دست
گفت به تو توی پست
زرد و کثیف همیشه مست
نقشه های بد کشیدی تو پشت سر من
نقش برآب رفته به باد خواستی بشی قاتل من
س نگو گالیور نقشه رو بده بیاد..
اگه نداری پولاتو رد کن بیاد
این چیه قاطیه لیریک های من
بابا تکست خودمو بده بیاد
تو که خوبی صد تا مثل تو هم نمیتونن منو دور بزنن
بالا برن پایین بیاین با حرفاشون نمیتونن منو تیغ بزنن
حیف
من به یکی قول دادم تو رپم حرف بد نزنم
ولی اگه زیادی بخوری هر چی از دهنم در آد بهت میزنم
یه چی بهت میگم اونو تو کله پوکت فرو کن
فکر خیانت به منو از تو سرت بیرون کن
By: Dianoosh
ŻŻŻ
Copyright İ
2007 Ha-kha.com All rights reserved |